دیدگاهها

بنیادها و بنگاه های چپاول

در خبرها آمده است که بیش از 9 تا 10 میلیون ایرانی در زیر خط مطلق فقر زندگی می کنند، فقری که خود زاینده ی هزار و یک مشکل دیگر انسانی و اجتماعی است. اینکه به رغم بالا رفتن شدید قیمت نفت و گاز در سال های اخیر و افزایش بی سابقه درآمد دولت از آن، فقر و بینوایی در کشورمان چنین دامنه ی گسترده ای یافته، بی تردید بیش از هر چیز ناشی از وجود نظام سیاسی و اجتماعی ای است که فساد بر همه ی تار و پودهای آن چنگ انداخته، نظامی که در آن دولتمردان حاکم عرصه ی اقتصاد یک کشور و یک ملت را با شکارگاه اختصاصی خود یا بهتر بگویم، با سفره ی خانه ی خود اشتباه گرفته اند و برای تامین منافع شخصی خود بی پروا و آزمندانه بر هر چیز چنگ می زنند و منافع ملی کشور را قربانی مطامع خود می نمایند.

منطق زورگويان و ديکتاتورها

زورگویی عجیب با منطق و مرام و مسلک و ایدئولوژی بعضی ها عجین و آمیخته شده است بویژه در آن گوشه ی کره زمین که میهن و زادگاه ما، ایران نیز در آن جای دارد. اجازه دهید تنها به 3 نمونه به عنوان مشتی نمونه ی خروار اشاره کنم.

1- بر اساس منطق و مسلک و ایدئولوژی حاکم در جمهوری اسلامی هزار و یک بلا بر سر دختران و زنان می آورند که چرا چند تار مویشان بیرون است، چرا آرایش کرده اند، چرا لباس رنگین پوشیده اند، چرا در خیابان دوچرخه سواری می کنند، و ...

گفت وگو با جواد مجابى: "شعر ، برآيند سرشت فردى و جمعى ما است."

شهر تعطيل است به خاطر هواى مسموم، اگر چه قرار نيست زندگى تعطيل شود اما بى اعتنا به زندگى مى شتابيم به سمت مرگ. هوا ديگر بى رنگ و بى بو نيست هم بوى خفگى دارد هم رنگى كمى زرد كمى خاكسترى شبيه خاك گور. آلودگى هوا مسئله دولت است مسئله ما نيست كه سوار ماشين هايمان مى شويم مى آييم داخل شهر بى خيال ترس و مرگ. ملت شجاعى هستيم.مسيرم آشنا است. گاه فكر مى كنم اگر چشم هايم را ببندم باز هم مى توانم برسم به كوى نويسندگان. ۱۰سالى مى شود كه آشناى خانه جواد مجابى و همسرش ناستين هستم. يك جورهايى مى شود گفت طفل ۱۰ساله شان هستم. آقاى مجابى غير از حق استادى، حق پدرى هم به گردنم دارد.انگار همين ديروز بود كه جمعى بوديم جوان، آن وقت ها عينك نمى زدم، موى سفيد هم نداشتم. امروز در هواى خاكسترى تهران آرام تر از گذشته حركت مى كنم. درست سر ساعت به انتظار ورودم نشسته است. مثل هميشه شاد و سبك. در هواى تهران سير نمى كند نفس هايش. دوباره جوان مى شوم. عينكم را برمى دارم، او واضح تر مى شود. در پناه كتابخانه كنار پنجره بزرگ اتاقش كه به باغچه خزانى باز مى شود مى نشينم و گفت وگو آغاز مى شود. بهانه گفت وگو انتشار چند كتاب شعر او مثل: «سال هاى شاعرانه»، «شعر بلند تامل» و اين آخرى «خاطرات ماربى يا» است كه همين ايام درآمده و همه را انتشارات مهر منتشر كرده. در ديدارى، دفتر تازه ترين شعرهايش «ترانه هاى مجوسان» را كه هنوز به ناشرى نسپرده در اختيارم قرار مى دهد. حالا مى توانم بگويم كه بيشتر شعرهايش را خوانده ام. در اين گفت وگو فقط درباره شعر او و ديدگاهش حرف مى زنيم.

هانس کونگ: اهمیت آتش‌بس میان دینها برای برقراری صلح جهانی


تا میان دینها صلح برقرار نباشد، میان ملت‌ها هم صلحی برقرار نمی‌شود! و بدون گفت‌و‌گوی دین‌ها قطعاً صلحی هم بینشان پدید نمی‌آید! این دو جمله جایگاهی کانونی در پروژه «اخلاق جهان» (Weltethos) دارند، پروژه‌ای که مبتکر آن هانس کونگ (Hans Küng) است. کونگ متألهی است آلمانی، از شهر توبینگن. او منتقد کلیساست.

کونگ از پیشروان برنامه «گفت‌و‌گوی بین دین‌ها»ست. او نظر خود را در این باب در قالب ایده «اخلاق جهان» تقریر کرده است.
نام کونگ آنگاه بر سر زبانها افتاد که واتیکان او را ممنوع‌التدریس کرد، آن هم به این دلیل که وی با عقیده کلیسایی در مورد خطاناپذیری پاپ درافتاد. او از چند دهه پیش به برخورد انتقادی با اندیشه‌های کاردینال راتسینگر (Kardinal Ratzinger) پرداخته است و این اسقف اعظم همان کسی است که اینک پاپ است و بندیکت شانزدهم نام دارد. نوشته‌های انتقادی او علیه راتسینگر هنوز با علاقه خوانده می‌شوند.
وی در پاییز ۲۰۰۵ با پاپ بندیکت دیداری داشت، دیداری که گفته شد "فضای صمیمانه‌ای" داشته است.

نامه ای به همه درباره حقارت و زبونی

اکبر گنجی، سه‌شنبه 9 امرداد 1386

ما را چه می شود که بر زندانی شدن عزیزانمان چشم می پوشیم؟ آن انسانی که می توانست بگرید کجا رفت؟ بر سر آن آرمانهای شریف اخلاقی چه آمد؟ از کجا به کجا رسیده ایم؟ این سقوط اخلاقی- معنوی که جز به مصرف به چیز دیگری نمی اندیشد چگونه در ما پدید آمد؟ چرا این همه دروغ می بافیم؟

این خود خواهی و خود بزرگ بینی بیمارگونه در ما چگونه پدید آمد؟ چرا کسی بی رحمانه ما را سرزنش نمی کند ؟

جهان را آب برده است و ...

محمد دوستدار

 از همان روزهای آغازین سال جاری رژیم جمهوری اسلامی بار دیگر برای سرکوبی جنبش مدنی و خاموش کردن صدای هرگونه اعتراضی نسبت به سیاست های قرون وسطایی خود تهاجمی برنامه ریزی شده و خشونتبار را در پیش گرفته است. هزاران زن به بهانه بدحجابی بازداشت شده یا مورد ضرب و جرح قرار گرفته و دهها تن از رهبران جنبش زنان راهی زندان ها گردیده اند. شمار بسیار بیشتری از دانشجویان معترض بازداشت شده و به جمع دانشجویانی که جوانی و استعدادهایشان در زندان ها برباد می رود، پیوسته اند. منصور اسانلو، محمود صالحی و دهها تن دیگر از رهبران اتحادیه ها و نهادهای کارگری با اتهامات واهی دستگیر شده و گرفتار بند و زندانند. گردهمایی های کارگران برای درخواست حقوق اولیه و صنفی شان در هر کجا مورد هجوم اراذل و اوباش امنیتی رژیم قرار گرفته و می گیرند. شمار اعدام ها به شدت بالا رفته و در این زمینه رژیم جمهوری اسلامی براستی توانسته است دیگر کشورهای جهان را پشت سر بگذارد!! هر روزی که می گذرد بر شمار روزنامه نگارانی که به بیدادگاه ها احضار، و روزنامه هایی که تعطیل می شوند افزوده می شود. استادان و صاحب نظران دگراندیش به اتهام مسخره ای چون "کوشش برای انقلاب مخملی" دستگیر می شوند و در رسانه ها به مصاحبه، رد باورهای خود و ابراز پشیمانی و توبه وادار می شوند. اینک درنده خویی اینان بدانجا رسیده است که برای دو نویسنده کرد یعنی عدنان حسن پور و هیوا بوتیمار، حکم اعدام صادر کرده اند. نیز، جوانان را آزار می دهند چرا که جوانند و شادی طلب و نوع لباس یا موسیقی دلخواهشان مورد پسند آقایان نیست. 

تاریخ روشنفكری سیاسی در ایران در گفت‌وگو با ماشاالله آجودانی

روشنفكر ما مصلح اجتماعی شد

فرشاد قربانپور

روشنفكری در ایران بحثی پیچیده و یافتن پاسخی در مورد آن بسیار وقت‌گیر و اساسا گیج‌كننده است. این مشكل را باید بر مشكلات دیگر این جریان كه همان خودمحوری و داشتن همه پاسخ‌ها در نزد خود، افزود. گفت‌و‌گوی زیر حاصل برخی پرسش‌ها از جریان روشنفكری در ایران است، كه با دكتر ماشاالله آجودانی رئیس كتابخانه مطالعات ایرانی لندن و استاد سابق دانشگاه اصفهان در میان گذاشتیم.

موضوع گفت‌وگوی ما روشنفكران ایرانی و سیاست بود، اما از آنجا كه نمی‌توان با آجودانی حرف زد اما در مورد تاریخ سخنی نگفت، در این گفت‌وگو موضوع ما به لحاظ تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است.

 

رورتی: ملی گرایی تنها پادزهر اسلام گرایی در ایران است

احمد رافت (رم)

ریچارد رورتی، فیلسوف آمریکایی، چند روزی قبل از چشم بستن از جهان در اوایل ماه ژوئن، در یکی از آخرین گفت و گوهایش که روز دوشنبه در روزنامه کوریره دلاسرای ایتالیا انتشار یافت، ملی گرایی را تنها پاد زهر در مقابل اسلام گرایی در ایران دانسته و معتقد است اشراق گرایی اسلامی به زودی در ایران پا خواهد گرفت.

به گفته این فیلسوف فقید  آمریکایی، «نیروهای سکولار ایران چاره ای به جز جستجوی مخرج مشترک های دیگری بر پایه ملی گرایی ندارند.»

ریچارد رورتی به آخرین دیدارش از ایران اشاره می کند و می گوید «فکر می کنم که نظرات من از این جهت برای برخی از روشنفکران ایرانی جالب توجه است که با عقاید یورگن هابرماس همخوانی دارند و بدنبال تایید طرح وی مبنی بر دموکراسی میهن پرستانه هستند.»

Syndicate content