زند گی نامه ها

سفر به دنيايی ديگر با موسيقی»: مروری بر زندگی و آلبوم‌های برايان ادامز

برایان ادامز، یکی از ستارگان کهنه‌کار موسیقی پاپ و راک، اگر چه چندان اهل نوآوری نیست، اما در طول فعالیتش که نزدیک به سه دهه از عمر آن می‌گذرد، ترانه‌های شنیدنی و ماندگار بسیاری از خود به جای گذاشته است.

دوران کودکی و نوجوانی برایان آدامز که کانادایی‌ست، به خاطر شغل پدرش که ارتشی بوده، به سفر و اقامت در کشورهای دیگر گذشت، از جمله در اتریش، پرتغال و اسراییل. نظامی بودن در خانواده ادامز موروثی بود و پدر او دوست داشت که پسرش هم مثل نسل‌های قبل، ارتشی از آب در آید، که این‌طور نشد.

گفتگو با آيدين آغداشلو درباره فروغ فرخزاد

رها یگانه، روزنامه نگار

مصاحبه با آیدین آغداشلو، گرافیست و نقاش معاصر درباره فروغ فرخزاد پیشنهاد احمدرضا احمدی بود. آغداشلو به عنوان یکی از دوستان بسیار نزدیک فروغ فرخزاد و آشنا به وجوه شخصیتی او، گزینه خوبی برای گفتن حرف های تازه در مورد فروغ بود.

به همین خاطر در یکی از غروب های سرد تهران به گفتگو از زنی پرداخت که حضور تاثیر گذاری در جریان ادبی و روشنفکری ایران داشته است. این مصاحبه به مناسبت سالمرگ فروغ فرخزاد انجام شد تا بلکه بتواند دریچه تازه ای به شخصیت و زندگی او بگشاید. اویی که مثل هیچ کس نبود.

رنگین کمان کودکی ما بود...؛ به یاد ثمین باغچه بان

ثمین رفت. آنقدر آرام و بی هیاهو که صدای رفتنش را هیچکس نشنید. او باغچه بان باغ هزار رنگ و هزار آوای کودکی مان بود. وقتی رفت آنقدر آهسته و بی همهمه رفت که از خیل کودکان به خواب رفته با لالایی رنگین کمونش یکی از خواب نپرید.

ثمین رفت. و چه عجیب بود رفتنش چند ساعت مانده به نوروز که آن همه شوقش را داشت. می گفت:‌ "من در هر نوروزی از نو کودک می شوم. پسرکی چهار پنج ساله می شوم. چشمم، گوشم، دماغم، دهانم، و پوستم کودک می شود. صدایم هم کودک می شود."

تو گویی تن خسته از سال ها، این نوروز، دیگر تاب این همه شوق کودکانه را نداشت. می گفت: "در هر نوروزی گوشم پر می شود از صدای جغجغه ها و گنجشک ها ... فرفره چارپر کاغذی می شوم. در باغ کودکستان می لرزم و می چرخم ... و در مشت های کوچکم برای جوجه ها شعر و دانه می برم." گویی این نوروز، آن قلب خسته اما پرمهر را، دیگر، یارای تپیدن به پای چنین تکاپوی کودکانه نبود.

ذبيح الله منصورى در دهه ۶۰

وقتى دوره اى به پايان مى رسد يا كهنه مى شود و از شور مى افتد پاورقى ها و كتاب هاى يادگار آن روزها نيز معمولاً فراموش مى شود و از رونق مى افتد و يا در گوشه اى يا كنج كتابخانه اى متروك مى افتد، اگر درست نگاه كنيم در مقاطعى از روزگار اين نوشتارها محمل انبوهى از خواندنى ها بود و به اصطلاح براى خود كيا و بيايى داشتند، اگر از دوره پاورقى هاى مجلات سابق گذر كنيم و به دهه ۶۰ بياييم بى معطلى مى توانيم اين دهه را در عرصه كتاب و كتابخوانى دهه ذبيح الله منصورى بناميم. دوره اى كه اكثر كتابخوان ها در تب كتاب هاى منصورى بودند و آثار او دست به دست مى گشت و در بين تمام اقشار جامعه براى خود جايى داشت.

ری چارلز از خودش مى نويسد

با دلم مى شنوم، با گوش هايم مى بينم

 
ترجمه: نازلى حقانى پرست
 

يعقوب ليث : "عيار سيستان

در نتيجه پيروزى عباسيان، اوضاع ايران رنگ تازه اى به خود گرفت. سلطه و استيلاى قبايل عرب در خراسان از ميان رفت و ايرانيان در پيروزى اين سلسله جديد و در اجراى نظم تازه اى كه جانشين سازمان عربى اموى شده بود، سهم قاطعى ايفا كردند. به زودى مشخص شد كه حداقل شرق ايران به ويژه خراسان نمى تواند تحت نظر بين النهرين باشد. اين واقعيت و ناآرامى هاى متعدد در خراسان، انتصاب مامور بومى براى اين منطقه را ضرورى ساخت. از اين پس حكمرانى از جانب دستگاه خلافت در بغداد براى سامان دادن به امور خراسان معين مى شد. به تدريج شورش هايى در خراسان چهره نمود و دستگاه خلافت را با مشكلاتى مواجه كرد. نارضايتى هاى عمومى اى كه دامنه آنها رفته رفته گسترده مى شد، خليفه  هارون الرشيد را ناگزير ساخت تا پس از آنكه تعويض مكرر حكمرانان اثرى نبخشيد، شخصاً به جانب شرق عزيمت كند.بدين اميد كه با وزنه شخصيت خويش به استقرار و استحكام نهايى نفوذ بغداد نايل آيد. عزيمت  هارون به شرق از اين رو اهميت داشت كه خليفه پسر خود مأمون را همراه داشت و زمام امور آن ناحيه را بدو واگذاشت و حكومت نيمه غربى امپراتورى را به فرزند ديگر، امين سپرد. قصد آن بود كه با حضور مأمون به عنوان وليعهد خليفه كه از مادرى ايرانى زاده شده بود، اوضاع خراسان آرام گيرد. اگرچه اين تدبير توانست براى مدتى موثر افتد اما نزاع خانوادگى دو برادرى كه  هارون سرزمين هاى اسلامى را بين ايشان تقسيم كرده بود، نتوانست وليعهد جوان را از سفر به بغداد منصرف كند. عزيمت مأمون از ايران، راه برقرارى سازمان سياسى مستقلى را در خراسان هموار كرد. شكست قيام هاى متعدد در اين منطقه نشان داد كه استقلال اين ناحيه، تنها به دست طبقاتى ممكن است كه داراى وضع اجتماعى ثابت و تربيت سياسى صحيحى هستند. حتى  هارون نيز با دستور تقسيم امپراتورى به دو ناحيه شرق و غرب دريافته بود كه ايران را نمى توان از سوى بغداد اداره كرد. مأمون نيز ضمن درك اين مسئله به زيركى در تلاش بود كه همكارى ميان بغداد و خراسان را در آينده امكان پذير كند و وحدت و پيوند خلافت را اگر چند بر حسب ظاهر حفظ كند.

مروری بر زندگی و آثار گونتر گراس نويسنده پرآوازه آلمان

روز ۱۶ اکتبر مصادف بود با ۸۰‌مین سالگرد تولد گونتر گراس، چهره‌ای که با خلاقیت پیگیر ادبی و پس از نوشتن ده‌ها رمان، داستان، نمایشنامه و مقاله بی‌تردید بارزترین نویسنده آلمان به شمار می‌رود.

او در میهن خود تنها نویسنده نیست، بلکه با مواضع سیاسی استوار و اصول اخلاقی بی شائبه‌اش یک تنه به قطب فرهنگی نیرومندی در جامعه بدل شده است. برخی عقیده دارند که از زمان توماس مان تا کنون هیچ نویسنده آلمانی در داخل و خارج از کشور نتوانسته به چنین نفوذ و اعتباری دست یابد. 

«بیگ لوچانو»؛ از فوتبال تا اپرا

«بيگ لوچانو» خاموش شد. بزرگترين تنور و خواننده اپرای معاصر چهارشنبه شب برای دومين بار در کمتر از يکماه به بيمارستان منتقل شد و با طلوع آفتاب، ساعت شش صبح پنج شنبه برای هميشه خاموش شد.

 «بيگ لوچانو» يا لوچانوی بزرگ، لقبی که دوستدارانش نه تنها به خاطر وزن بيش از ۱۵۰ کيلويی اش بلکه به خاطر قدرت حيرت انگيز صدايش به او داده بودند، نتوانست بر بيماری سرطان پانکراس پيروز شود و در اين نبرد نابرابر بازنده ولی سرافراز ميدان زندگی را ترک کرد.

منتقد موسيقی کوريره دلا سرا به درستی در پايگاه پرتيراژترين روزنامه ايتاليا نوشت «او نماد موسيقی ايتاليا بود». پاواروتی به گفته برخی نماد موسيقی جهان بود. التون جان، خواننده بريتانيايی در واکنش به مرگ بيگ لوچانو که همراه او قطعاتی را اجرا کرده بود گفت «امروز يکی از غم انگيزترين روزها برای جهان موسيقی است».

Syndicate content