سياست و جامعه
گنجينه مسروقه: دزدیهای متداول از موزههای ايرانی
یک ماه از اعلام ناپدید شدن سه تابلوی نفیس قاجاری و صفوی موزه رضاعباسی می گذرد، پرس و جو از مدیر موزه و گفت و گو با مدیرکل روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نتیجه ای ندارد.
محمدرضا زاهدی مدیر موزه اجازه گفت و گو با رسانه ها را ندارد، همینطور مدیرکل موزه های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری.
پاسخ رضا موسوی، مدیرکل روابط عمومی سازمان هم چندان روشن نیست:"اطلاعرسانی زمانی انجام میشود که اثر پیدا شود. یگان حفاظت سازمان و نیروهای امنیتی که پیگیری ماجرا را برعهده دارند، ما را از خبررسانی در این مورد منع کردهاند. ممکن است هرگونه اظهارنظر در این مورد روند پیگیری ماجرا را مختل کند."
زمینه های برخورد متفاوت روحانیت شیعه با بهائیان
بازداشت ۳ شهروند ایرانی بهائی مذهب در شیراز، که در یک طرح آموزشی برای کودکان محله های فقیر نشین، با مجوز رسمی وزارت کشور و شهرداری شیراز، فعال بودند و اعتراض نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر و وزارت خارجه آمریکا بار دیگر سرکوب نهادینه شده و مستمر بهائیان را در ایران به مساله روز بدل کرد.
عليرضا جمشيدی، سخنگوی قوه قضاييه روز سه شنبه نهم بهمن ماه در رابطه با دستگيری و محکوميت تعدادی از بهاييان گفت:« اين افراد حدود ۵۴ نفر بودند که تبليغاتی عليه نظام داشتند. متهمان رديف اول تا سوم به چهار سال حبس محکوم و در حال سپری کردن محکوميت هستند. متهمان رديف چهار به بعد نيز به يک سال حبس محکوم شدند و حبس آنان به صورت تعليقی است.»
بنیادها و بنگاه های چپاول
در خبرها آمده است که بیش از 9 تا 10 میلیون ایرانی در زیر خط مطلق فقر زندگی می کنند، فقری که خود زاینده ی هزار و یک مشکل دیگر انسانی و اجتماعی است. اینکه به رغم بالا رفتن شدید قیمت نفت و گاز در سال های اخیر و افزایش بی سابقه درآمد دولت از آن، فقر و بینوایی در کشورمان چنین دامنه ی گسترده ای یافته، بی تردید بیش از هر چیز ناشی از وجود نظام سیاسی و اجتماعی ای است که فساد بر همه ی تار و پودهای آن چنگ انداخته، نظامی که در آن دولتمردان حاکم عرصه ی اقتصاد یک کشور و یک ملت را با شکارگاه اختصاصی خود یا بهتر بگویم، با سفره ی خانه ی خود اشتباه گرفته اند و برای تامین منافع شخصی خود بی پروا و آزمندانه بر هر چیز چنگ می زنند و منافع ملی کشور را قربانی مطامع خود می نمایند.
آسيب شناسی يک سياست خارجی ورشکسته
در طی همه ی سال هایی که از انقلاب 57 می گذرد روابط جمهوری اسلامی با کشورهای غربی سرشار از تنش بوده است. در رابطه با آمریکا و متحد خاورمیانه ای اش اسرائیل، این تنش ها گاه از مرز تهدید و تحریم فراتر رفته و کارشناسان سیاسی را به گمانه زنی در باره ی احتمال آغاز جنگ میان طرفین واداشته است.
روابط این رژیم با بسیاری از کشورهای اروپایی نیز افت و خیز فراوانی داشته و گاه تا مرز قطع روابط دیپلماتیک پیش رفته است.
ناکامی جداشدگان از مجاهدین خلق برای پناهندگی به غرب
ائتلاف نظامی تحت فرماندهی آمریکا در عراق تأیید کرد که شماری از اعضای سازمان مجاهدین خلق از این سازمان جداشده و قرارگاهشان را در عراق ترک گفته اند.
تأیید این خبر در پی انتشار گزارشهائی صورت می گیرد حاکی از اینکه طی هفته های اخیر دهها تن از جداشدگان سازمان مجاهدین خلق در تلاش برای خروج از عراق و پناه جستن در دیگر کشورها ناکام مانده و بسیاری از آنان در عراق سرگردان شده و در شرایط سختی به سر می برند.
منطق زورگويان و ديکتاتورها
زورگویی عجیب با منطق و مرام و مسلک و ایدئولوژی بعضی ها عجین و آمیخته شده است بویژه در آن گوشه ی کره زمین که میهن و زادگاه ما، ایران نیز در آن جای دارد. اجازه دهید تنها به 3 نمونه به عنوان مشتی نمونه ی خروار اشاره کنم.
1- بر اساس منطق و مسلک و ایدئولوژی حاکم در جمهوری اسلامی هزار و یک بلا بر سر دختران و زنان می آورند که چرا چند تار مویشان بیرون است، چرا آرایش کرده اند، چرا لباس رنگین پوشیده اند، چرا در خیابان دوچرخه سواری می کنند، و ...
آن سوی مرز؛ کردهای شورشی ایران
مسئله حملات مرگبار ترکیه به ستیزه جویان کرد در شمال عراق، تهدید ترکیه به حمله به شمال عراق و درخواست آمریکا مبنی بر خویشتنداری و همزمان همدلی با ترکیه در کانون بین المللی دیپلماسی قرار گرفته است.
روزنامه اینترنشنال هرالد تریبون در همین زمینه مقاله ای دارد با عنوان «کردهای شورشی طرف دیگر؛ ایران» که در آن به شاخه دیگر حزب کارگران کردستان ترکیه (پ ک ک) اشاره می کند که گروه پژاک است و در بخش کردنشین ایران فعالیت مسلحانه می کند.
این روزنامه آمریکایی در آغاز مقاله خود به قلم «ریچارد آپل» درگیری های اخیر میان ترکیه و نیروهای حزب کارگران کردستان ، پ ک ک، مستقر در شمال عراق را یادآور می شود که کانون توجه و دیپلماسی میان کشورهای ترکیه، عراق و آمریکا قرار گرفته است.
هانس کونگ: اهمیت آتشبس میان دینها برای برقراری صلح جهانی

تا میان دینها صلح برقرار نباشد، میان ملتها هم صلحی برقرار نمیشود! و بدون گفتوگوی دینها قطعاً صلحی هم بینشان پدید نمیآید! این دو جمله جایگاهی کانونی در پروژه «اخلاق جهان» (Weltethos) دارند، پروژهای که مبتکر آن هانس کونگ (Hans Küng) است. کونگ متألهی است آلمانی، از شهر توبینگن. او منتقد کلیساست.
کونگ از پیشروان برنامه «گفتوگوی بین دینها»ست. او نظر خود را در این باب در قالب ایده «اخلاق جهان» تقریر کرده است.
نام کونگ آنگاه بر سر زبانها افتاد که واتیکان او را ممنوعالتدریس کرد، آن هم به این دلیل که وی با عقیده کلیسایی در مورد خطاناپذیری پاپ درافتاد. او از چند دهه پیش به برخورد انتقادی با اندیشههای کاردینال راتسینگر (Kardinal Ratzinger) پرداخته است و این اسقف اعظم همان کسی است که اینک پاپ است و بندیکت شانزدهم نام دارد. نوشتههای انتقادی او علیه راتسینگر هنوز با علاقه خوانده میشوند.
وی در پاییز ۲۰۰۵ با پاپ بندیکت دیداری داشت، دیداری که گفته شد "فضای صمیمانهای" داشته است.