مقالات
دايناسوری با پای مرغ
تيرانوسروس ركس (Tyrannosaurus rex) دايناسور دوپا و گوشتخوار دوره ژوراسيك كه به عقيده بسياري ترسناك ترين دايناسور زمان خويش بوده است همچنان كه در فيلم پارك ژوراسيك آمده است نمي توانسته بسيار سريع بدود چه برسد به اينكه جيپي را تعقيب كند. حتما به ياد خواهيد آورد كه فيلم، لحظه اي به اوجمي رسد كه تيرانوسروس ركس جيپي را تعقيب مي كند كه الي و يان مي كوشند با آن از مهلكه بگريزند. دانشمندان معتقدند كه يك تيرانوسروس ركس بالغ ۶ هزار كيلويي براي اينكه بتواند بدود مي بايست ۸۶ درصد از وزن بدنش در عضلات ران پاهايش خلاصه شده باشد- در واقع مي بايست داراي يك جفت پاي مرغي شكل بوده باشد و اين مسئله نيز كاملا بعيد به نظر مي رسد.
گفت وگو با شهريار مندنى پور
شهريار مندنى پور، نويسنده نام آشناى دهه گذشته و حال حاضر است. او بعد از آثارى مانند موميا و عسل، هشتمين روز زمين، ماه نيمروز و... توانست خود را به عنوان نويسنده اى مطرح كند كه به دنبال زبان و ساختارهايى نو در قصه است. اين مصاحبه مدتى قبل انجام شد و انتشار مجموعه آبى ماوراى بحار دليل اصلى آن بود. همان طور كه احتمالاً خوانده و يا شنيده ايد، اين كتاب واكنش هاى متفاوتى را در پى داشت و موجب شد تا اثر با رويكردهايى خاص روبه رو شود. مندنى پور در اين مصاحبه با شفافيتى كه هميشه در سخنان او ديده ايم به بسيارى از مسائل موجود پيرامون كتاب پاسخ داده و در ادامه بحثى كوتاه هم در باب روشنفكرى ايران داشته است.
• • •
بعد از رمان دوجلدى "دل دلدادگى" مندنى پور مجموعه "آبى ماوراى بحار" را منتشر مى كند، مجموعه اى با يازده داستان كه در آن ها مفهوم حادثه يازده سپتامبر گنجانده شده است، انتخاب چنين سوژه اى با بازى پيچيده و پرآهنگ باعث مى شود تا از نويسنده بپرسيم كه چطور اين مفهوم باعث شده تا او با توجه به تجربيات سابق خود به سراغ آن برود.
در باره يدالله رويايى و شعر حجم
هلاك شعر در بستر عقل
با انتشار ققنوس نيما در سال ۱۳۱۶ تحول عميقى در شعر فارسى آغاز شد كه سنگ بناى كار را بر حفظ اصول اساسى سنن شعر فارسى و رعايت ذوق شعرى خوانندگان استوار كرده بود و شارع آن معتقد بود: «وزن صداى احساسات و انديشه هاى ماست. مردم با صدا زودتر به ما نزديكى مى گيرند... بايد از حيث كلمات، شكل، وضع تعبير، جمع بندى و خصوصيات زبان و همه چيز با مردم كنار بياييم... مردم از مطالب روزمره و بى مزه و اعلاناتى كه امروز به عنوان شعر در مطبوعات ما جا براى مطالب لازم نگذاشته اند عصبانى هستند.» [نامه هاى نيما _ نامه به شاملو] دو سال بعد دكتر تندركيا با انتشار بيانيه «نهيب جنبش ادبى _ شاهين» راه و رسم ديگرى آغاز نهاد كه بنيادش بر انكار دستاوردهاى تاريخى شعر فارسى [يكى از چند جريان شعرى بزرگ جهان] استوار بود. هر چند رفتار فرهنگى دكتر كيا به نظر سبك و غيرجدى رسيد ولى امروز اگر به جريان شعر فارسى در دهه هاى اخير تامل كنيم خواهيم ديد او به حق بنيانگذار جريان تازه اى در شعر فارسى بود كه هنوز هم عمده ترين توجه اش معطوف به حذف همه دستاوردهاى ارجمند شعر فارسى در طول تاريخ است.
درست است كه در تحولى كه نيما بنياد كرد تاثير ادبيات اروپا به ويژه فرانسه انكارناپذير است اما در آنچه كه دكتر تندركيا انجام داد با وجود انكارهاى موكدش همه چيز فرانسوى بود. اين نوآورى به بهانه نياز به امكانات تازه براى بيان مسائل نوپديد عصر همه امكانات زبانى و شعرى را انكار مى كرد و به سليقه فرهنگى و ذوق تاريخى خوانندگان بى توجه بود و از خوانندگان انتظار داشت كه به هر شكلى بايد سعى كنند مقصود او را درك كنند و مى گفت: «شاهين سبكى است كه شيوه اى تازه در سخن آورده است. شاهين دفترى است كه قرن ها محور ادبيات ايران خواهد بود» و ادامه مى داد: «شاهين آهنگين است و شاهين ساز آهنگين گويى كه از خشك ترين نظم ها رهسپار، از نظم گذشته و به نرم ترين نثرها مى رسد» سپس همه را به پيروى و يارى خود مى خواند.
مرورى بر كتاب «نيچه» اثر والتر كافمن
رنج، هنر و آرى گفتن به زندگى
Nietzche: Philosopher, Psychologist , Anti-Christ,
Walter Kaufmann,
والتر كافمن يكى از مهمترين مفسران نيچه است و اين كتاب نقطه عطفى در تاريخ نيچه شناسى است. بخش «هنر و تاريخ» كه يكى از بخش هاى محورى كتاب است در باب هنر و رنج بحث مى كند. كافمن شرح مى دهد كه براى نيچه هنر در واقع پاسخى است كه فرد در قبال رنج از خود نشان مى دهد. آنچه در اينجا ديده مى شود، اراده معطوف به قدرت است كه به صورت هنر متجلى مى شود. ارگانيسم در قبال رنج ها و حرمان ها به جهان خلاقيت هنرى پناه مى برد و بدين ترتيب سلامت خود را دوباره پيدا مى كند.
هنر تفسير از چشم انداز نيچه
«به همه سيستم سازان بدگمانم و از راه ايشان كنار مى ايستم. خواست سيستم، نبود درستى و راستگويى است.» اين گزين گويى كه در بخشى از كتاب «شامگاه بتان» نيچه آمده است، بيانگر نقد او از سيستم سازى، به ويژه از نوع هگلى آن است. شايد ناتوانى ما در ارائه تفسيرى مشخص و معين از فلسفه نيچه را بتوان نتيجه همين بدگمانى او نسبت به سيستم سازى دانست؛ اما به ياد داشته باشيد كه نيچه به اندازه سيستم سازان، از «سرسرى خوانان» نيز بيزار بوده است. خواننده اى كه نيچه او را «سرسرى خوان» ناميده، احتمالاً در خواندن گزين گويى ها بسيار شتابزده عمل مى كند و بر اين پيشداورى است كه براى هر گزين گويه اى يك تفسير نهايى وجود دارد كه خواننده در حين خواندن مى تواند به آن دست يابد. اما اين پيشداورى بسيار خام و نسنجيده است؛ گزين گويى هرگز يك تفسير نهايى ندارد و از اين رو مى توان بى نهايت تفسير جديد از آن ارائه داد. نبود يك تفسير نهايى از گزين گويه ها باعث مى شود تا مفسر از هرگونه شتابزدگى پرهيز كند و با درنگ كامل به طرح پرسش هاى درستى بپردازد كه در رمزگشايى گزين گويه ها بسيار راهگشا خواهند بود.
بررسی رمان "دميان" اثر هرمان هسه
هسه اهل غرب است
چندان به دور از انتظار نيست، اگر آشنايان با برخى از آثار هرمان هسه، در نخستين نگاه، درونمايه برخى كارهاى او به ويژه «سيذارتا» را ماهيتاً شرقى استنباط كنند و هسه را صرفاً در زمره نويسندگانى در نظر آورند كه از عرفان شرق تاثير زيادى پذيرفته اند. ولى واقعيت اين است كه ترجمه هاى موجود از «دميان» نيز با زياده روى در اينگونه تحليل ها همين برداشت كليشه اى را به ذهن متبادر مى كند. مترجمان به زعم خود برداشت ويژه اى از درونمايه نظرى اين اثر هرمان هسه داشته اند كه اين امر در برخى موارد، ناخواسته خواننده را از درك منظور واقعى نويسنده اثر دور مى سازد. بديهى است كه ارزيابى سطحى ثمرى براى خوانندگان نخواهد داشت، جز آنكه برداشتى كليشه اى و درخور ذوق و درك عوام را رايج سازد و سكه بحث تحليلى را از رواج بيندازند.
مثلاً يكى از مترجمان در مقدمه ترجمه خود از «دميان» ضمن برشمردن آثارى نظير «سيذارتا»، «نرگس و زرين دهن» و «سفر به شرق» در كنار رمان دميان، آورده است: «تمامى اين آثار تفحص و كنكاشى است در ظرايف روح انسان برپايه تفكرى كه زادگاهش شرق است _ يعنى اشراق و درون نگرى كه پيوسته ذهن عارفانه او را به خود مشغول داشته بود» (ص۸) و يا مثلاً در جايى ديگر مى نويسد: «هسه در اكثر داستان هايش ما را به اين نتيجه مى رساند كه همه از يك كل جدا شده ايم و باز به او برمى گرديم و اين گوياى چيزى جز همان انديشه وحدت وجود در عرفان شرق نيست.» (ص۱۰)
«اورهان پاموک»: جستجوی خويش در آيينهی رمان
از رویای نقاش شدن تا واقعیت نویسندگی
اورهان پاموک در سال ۱۹۵۲ در خانوادهای بزرگ و مرفه در استانبول زاده شد. پدربزرگش یکی از نخستین کارخانهداران ترکیه بود. پس از گذراندن دورهی مقدماتی در مدرسهی انگلیسیزبان «روبرت کالج» در زادگاهش استانبول، در دانشگاه همین شهر، همچون پدر و پدربزرگش، به تحصیل در رشتهی معماری پرداخت. سپس رشتهاش را تغییر داد و به تحصیل روزنامهنگاری پرداخت؛ رشتهای که هیچگاه در آن شاغل نشد.
انتخابات سال 2008 آمریکا: یک گام بزرگ و تاریخی به پیش
آمریکا کشور و جامعه ی شگفت آور وغریبی است با جاذبه ها و دافعه های نیرومند. و این غرابت بیش از هر زمان دیگر به هنگام کارزارهای انتخابات ریاست جمهوری آن خودنمایی می کند. تازه ترین نمونه ی آن هم انتخاب باراک اوبامای کنیایی تبار به عنوان چهل و چهارمین رئیس جمهور در انتخاباتی است که بیش از 100 میلیون تن از شهروندان در آن شرکت کردند.
جنبه های مثبت و ظرافت های جامعه ی آمریکا غالبا از دید کسانی که تنها به وجوه منفی آن توجه کرده و یا دخالت های نابجا و اعمال قدرت سیاسی و نظامی غالبا زورگویانه ی آمریکا در جهان را تجربه کرده اند، و نیز برای کسانی که تنها از زاویه ی تنگ ایدئولوژی خاصی به آن نگاه کرده و این پدیده ی شگرف را به یک واژه ی "امپریالیسم" با صفاتی چون "خونخوار" و امثال آن فرو می کاهند و شعار "مرده باد"ی حواله اش می کنند، پنهان می ماند.