دكتر حسينعلي نوذري

آخرین بازمانده فرانکفورت: در باره یورگن هابرماس

آنچه در پي مي آيد تقرير گفته هاي دكتر حسينعلي نوذري درباره يورگن هابرماس، فيلسوف و جامعه شناس سرشناس آلماني است. خواننده اين متن با ريشه هاي فكري و مباني نظري هابرماس آشنا خواهد شد و همچنين به درك نسبتي نائل خواهد آمد كه اين تفكر، با انديشمندان و گروه ها و اجتماعات نظري تاثير گذار در قرن بيستم برقرار كرده است. تنظيم اين متن به عهده منوچهر دين پرست بوده است.

ريشه ها و مباني فكري _ فلسفي هابرماس بسترهاي معين دارد، در واقع هابرماس زاييده و پرورده سنت فلسفي كلاسيك آلماني و سنت ايده آليسم ديرپاي و ژرف و قوي آلمان است. اين سنت تفكر فلسفي و تفكر كلاسيك آلمان در رشد اشخاص كلاسيك  آلمان در رشد اشخاص و چهره هاي متفاوت و در بازپروري و بازآفريني و يا در پروراندن شخصيت فكري و فلسفي هابرماس نقش داشته است. در حقيقت مي توانيم بگوييم به تعبير خود هابرماس، او براي اينكه به اين مرحله اي كه اكنون هست، برسد به اصطلاح يك دوره طولاني فراگيري سنت كلاسيك آلماني را پشت سر گذاشت. اين سنت كلاسيك آلماني دو وجه دارد، يك وجه ايده آليستي كه بسيار قوي است و مي توانيم بگوييم سيطره اش را بر فلسفه تحليلي و فلسفه قاره اي گسترانده، يعني همان سنتي كه با كانت شروع مي شود و نزد شلينگ و فيخته ادامه پيدا مي كند تا به هگل مي رسد و يكي هم سنت فلسفي ماترياليستي يعني يك وجه ايده آليسم آلماني و يك وجه ماترياليسم آلماني كه باز ريشه اش به نوعي از همين متفكران شروع مي شود.

Syndicate content