امیرحسین کبیری

يعقوب ليث : "عيار سيستان

در نتيجه پيروزى عباسيان، اوضاع ايران رنگ تازه اى به خود گرفت. سلطه و استيلاى قبايل عرب در خراسان از ميان رفت و ايرانيان در پيروزى اين سلسله جديد و در اجراى نظم تازه اى كه جانشين سازمان عربى اموى شده بود، سهم قاطعى ايفا كردند. به زودى مشخص شد كه حداقل شرق ايران به ويژه خراسان نمى تواند تحت نظر بين النهرين باشد. اين واقعيت و ناآرامى هاى متعدد در خراسان، انتصاب مامور بومى براى اين منطقه را ضرورى ساخت. از اين پس حكمرانى از جانب دستگاه خلافت در بغداد براى سامان دادن به امور خراسان معين مى شد. به تدريج شورش هايى در خراسان چهره نمود و دستگاه خلافت را با مشكلاتى مواجه كرد. نارضايتى هاى عمومى اى كه دامنه آنها رفته رفته گسترده مى شد، خليفه  هارون الرشيد را ناگزير ساخت تا پس از آنكه تعويض مكرر حكمرانان اثرى نبخشيد، شخصاً به جانب شرق عزيمت كند.بدين اميد كه با وزنه شخصيت خويش به استقرار و استحكام نهايى نفوذ بغداد نايل آيد. عزيمت  هارون به شرق از اين رو اهميت داشت كه خليفه پسر خود مأمون را همراه داشت و زمام امور آن ناحيه را بدو واگذاشت و حكومت نيمه غربى امپراتورى را به فرزند ديگر، امين سپرد. قصد آن بود كه با حضور مأمون به عنوان وليعهد خليفه كه از مادرى ايرانى زاده شده بود، اوضاع خراسان آرام گيرد. اگرچه اين تدبير توانست براى مدتى موثر افتد اما نزاع خانوادگى دو برادرى كه  هارون سرزمين هاى اسلامى را بين ايشان تقسيم كرده بود، نتوانست وليعهد جوان را از سفر به بغداد منصرف كند. عزيمت مأمون از ايران، راه برقرارى سازمان سياسى مستقلى را در خراسان هموار كرد. شكست قيام هاى متعدد در اين منطقه نشان داد كه استقلال اين ناحيه، تنها به دست طبقاتى ممكن است كه داراى وضع اجتماعى ثابت و تربيت سياسى صحيحى هستند. حتى  هارون نيز با دستور تقسيم امپراتورى به دو ناحيه شرق و غرب دريافته بود كه ايران را نمى توان از سوى بغداد اداره كرد. مأمون نيز ضمن درك اين مسئله به زيركى در تلاش بود كه همكارى ميان بغداد و خراسان را در آينده امكان پذير كند و وحدت و پيوند خلافت را اگر چند بر حسب ظاهر حفظ كند.

Syndicate content