زبان و ادبیات

گفت وگو با شهريار مندنى پور

شهريار مندنى پور، نويسنده نام آشناى دهه گذشته و حال حاضر است. او بعد از آثارى مانند موميا و عسل، هشتمين روز زمين، ماه نيمروز و... توانست خود را به عنوان نويسنده اى مطرح كند كه به دنبال زبان و ساختارهايى نو در قصه است. اين مصاحبه مدتى قبل انجام شد و انتشار مجموعه آبى ماوراى بحار دليل اصلى آن بود. همان طور كه احتمالاً خوانده و يا شنيده ايد، اين كتاب واكنش هاى متفاوتى را در پى داشت و موجب شد تا اثر با رويكردهايى خاص روبه رو شود. مندنى پور در اين مصاحبه با شفافيتى كه هميشه در سخنان او ديده ايم به بسيارى از مسائل موجود پيرامون كتاب پاسخ داده و در ادامه بحثى كوتاه هم در باب روشنفكرى ايران داشته است.

• • •

بعد از رمان دوجلدى "دل دلدادگى" مندنى پور مجموعه "آبى ماوراى بحار" را منتشر مى كند، مجموعه اى با يازده داستان كه در آن ها مفهوم حادثه يازده سپتامبر گنجانده شده است، انتخاب چنين سوژه اى با بازى پيچيده و پرآهنگ باعث مى شود تا از نويسنده بپرسيم كه چطور اين مفهوم باعث شده تا او با توجه به تجربيات سابق خود به سراغ آن برود.

در باره يدالله رويايى و شعر حجم

هلاك شعر در بستر عقل

با انتشار ققنوس نيما در سال ۱۳۱۶ تحول عميقى در شعر فارسى آغاز شد كه سنگ بناى كار را بر حفظ اصول اساسى سنن شعر فارسى و رعايت ذوق شعرى خوانندگان استوار كرده بود و شارع آن معتقد بود: «وزن صداى احساسات و انديشه هاى ماست. مردم با صدا زودتر به ما نزديكى مى گيرند... بايد از حيث كلمات، شكل، وضع تعبير، جمع بندى و خصوصيات زبان و همه چيز با مردم كنار بياييم... مردم از مطالب روزمره و بى مزه و اعلاناتى كه امروز به عنوان شعر در مطبوعات ما جا براى مطالب لازم نگذاشته اند عصبانى هستند.» [نامه هاى نيما _ نامه به شاملو] دو سال بعد دكتر تندركيا با انتشار بيانيه «نهيب جنبش ادبى _ شاهين» راه و رسم ديگرى آغاز نهاد كه بنيادش بر انكار دستاوردهاى تاريخى شعر فارسى [يكى از چند جريان شعرى بزرگ جهان] استوار بود. هر چند رفتار فرهنگى دكتر كيا به نظر سبك و غيرجدى رسيد ولى امروز اگر به جريان شعر فارسى در دهه   هاى اخير تامل كنيم خواهيم ديد او به حق بنيانگذار جريان تازه اى در شعر فارسى بود كه هنوز هم عمده ترين توجه اش معطوف به حذف همه دستاوردهاى ارجمند شعر فارسى در طول تاريخ است.

درست است كه در تحولى كه نيما بنياد كرد تاثير ادبيات اروپا به ويژه فرانسه انكارناپذير است اما در آنچه كه دكتر تندركيا انجام داد با وجود انكارهاى موكدش همه چيز فرانسوى بود. اين نوآورى به بهانه نياز به امكانات تازه براى بيان مسائل نوپديد عصر همه امكانات زبانى و شعرى را انكار مى كرد و به سليقه فرهنگى و ذوق تاريخى خوانندگان بى توجه بود و از خوانندگان انتظار داشت كه به هر شكلى بايد سعى كنند مقصود او را درك كنند و مى گفت: «شاهين سبكى است كه شيوه اى تازه در سخن آورده است. شاهين دفترى است كه قرن ها محور ادبيات ايران خواهد بود» و ادامه مى داد: «شاهين آهنگين است و شاهين ساز آهنگين  گويى كه از خشك ترين نظم ها رهسپار، از نظم گذشته و به نرم ترين نثرها مى رسد» سپس همه را به پيروى و يارى خود مى خواند.

بررسی رمان "دميان" اثر هرمان هسه

هسه اهل غرب است

چندان به دور از انتظار نيست، اگر آشنايان با برخى از آثار هرمان هسه، در نخستين نگاه، درونمايه برخى كارهاى او به ويژه «سيذارتا» را ماهيتاً شرقى استنباط كنند و هسه را صرفاً در زمره نويسندگانى در نظر آورند كه از عرفان شرق تاثير زيادى پذيرفته اند. ولى واقعيت اين است كه ترجمه هاى موجود از «دميان» نيز با زياده روى در اينگونه تحليل ها همين برداشت كليشه اى را به ذهن متبادر مى كند. مترجمان به زعم خود برداشت ويژه اى از درونمايه نظرى اين اثر هرمان هسه داشته اند كه اين امر در برخى موارد، ناخواسته خواننده را از درك منظور واقعى نويسنده اثر دور مى سازد. بديهى است كه ارزيابى سطحى ثمرى براى خوانندگان نخواهد داشت، جز آنكه برداشتى كليشه اى و درخور ذوق و درك عوام را رايج سازد و سكه بحث تحليلى را از رواج بيندازند.

مثلاً يكى از مترجمان در مقدمه ترجمه خود از «دميان» ضمن برشمردن آثارى نظير «سيذارتا»، «نرگس و زرين دهن» و «سفر به شرق» در كنار رمان دميان، آورده است: «تمامى اين آثار تفحص و كنكاشى است در ظرايف روح انسان برپايه تفكرى كه زادگاهش شرق است _ يعنى اشراق و درون نگرى كه پيوسته ذهن عارفانه او را به خود مشغول داشته بود» (ص۸) و يا مثلاً در جايى ديگر مى نويسد: «هسه در اكثر داستان هايش ما را به اين نتيجه مى رساند كه همه از يك كل جدا شده ايم و باز به او برمى گرديم و اين گوياى چيزى جز همان انديشه وحدت وجود در عرفان شرق نيست.» (ص۱۰)

«اورهان پاموک»: جستجوی خويش در آيينه‌ی رمان

از رویای نقاش شدن تا واقعیت نویسندگی

اورهان پاموک در سال ۱۹۵۲ در خانواده‌ای بزرگ و مرفه در استانبول زاده شد. پدربزرگش یکی از نخستین کارخانه‌داران ترکیه بود. پس از گذراندن دوره‌ی مقدماتی در مدرسه‌ی انگلیسی‌زبان «روبرت کالج» در زادگاهش استانبول، در دانشگاه همین شهر، همچون پدر و پدربزرگش، به تحصیل در رشته‌ی معماری پرداخت. سپس رشته‌اش را تغییر داد و به تحصیل روزنامه‌نگاری پرداخت؛ رشته‌ای که هیچگاه در آن شاغل نشد. 

فارسی زبانی عقيم، مقاله ای از دکتر باطنی

مقالۀ "فارسی زبان عقیم" اول بار ۱۹ سال پیش نوشته و منتشر شد. ما این مقاله را به عنوان یکی از مقالات دکتر باطنی در زمینۀ زبان شناسی انتخاب کرده ایم تا نمونه ای از کارهای او برای کسانی به دست داده باشیم که با کارهای او آشنایی ندارند. گفتن این نکته نیز ضرورت دارد که مقاله در اصل خود مفصل تر از چیزی است که در اینجا آمده است. آن را مقداری کوتاه کرده ایم.

مصاحبه با دکتر باطنی؛ خط فارسی را نمی توان اصلاح کرد

شما در نوشته هاتان، هرگاه که به مسئلهً خط پرداخته اید، همواره به اصلاح نظر داشته اید نه به تغییر. چون تغییر را کاری پر دردسر ارزیابی کرده اید. حال که اصلاح یک امر شدنی است، از نظر شما مهم ترین نقص خط فارسی کدام است، ‌به زبان دیگر مهم ترین اصلاحی که باید یا می تواند صورت گیرد کدام؟

من قبلا فکر می کردم اصلاح خط فارسی ممکن است و حد اقل اصلاحی که پیشنهاد کرده بودم این بود که سه علامت برای سه مصوت زیر و زبر و پیش، در زنجیرۀ خط وارد شود. ولی حالا نظرم را تغییر داده ام.

زندگینامه دکتر باطنی

محمد رضا باطنی، زبان شناس، بیست و هفت سال پیش، به سال ۱۳۶۰ در چهل و هفت سالگی، سنی که تازه یک استاد دانشگاه به بار می نشیند، تن به بازنشستگی اجباری داد.

اگر بازنشسته نمی شد در همان دورانی که هر چند روز یک بار لیست بلند بالایی از استادان اخراجی در روزنامه ها منتشر می شد، اخراجش می کردند. می گوید بعد که بر حسب تصادف فهرست اخراجی ها را دیدم چون الفبایی بود نام خودم را اول لیست دیدم.

گفتگو با آيدين آغداشلو درباره فروغ فرخزاد

رها یگانه، روزنامه نگار

مصاحبه با آیدین آغداشلو، گرافیست و نقاش معاصر درباره فروغ فرخزاد پیشنهاد احمدرضا احمدی بود. آغداشلو به عنوان یکی از دوستان بسیار نزدیک فروغ فرخزاد و آشنا به وجوه شخصیتی او، گزینه خوبی برای گفتن حرف های تازه در مورد فروغ بود.

به همین خاطر در یکی از غروب های سرد تهران به گفتگو از زنی پرداخت که حضور تاثیر گذاری در جریان ادبی و روشنفکری ایران داشته است. این مصاحبه به مناسبت سالمرگ فروغ فرخزاد انجام شد تا بلکه بتواند دریچه تازه ای به شخصیت و زندگی او بگشاید. اویی که مثل هیچ کس نبود.

نگاهی به جهان داستانی گلی ترقی

گلي ترقي، بدون ترديد يكي از مهم ترين نويسندگان داستان كوتاه است. پرونده كاري او تا به امروز كه حدود سي و چند سال نوشتن را پيش رويمان گذارده است، اغلب شامل داستان هاي كوتاه ماندگاري است كه با مجموعه داستان «من هم چه گوارا هستم» در سال هاي دهه چهل آغاز مي شود. ترقي در اين سه دهه حدود چهار مجموعه داستان منتشر شده در اختيار ما گذاشته است كه دو مجموعه «خاطره هاي پراكنده» و «جايي ديگر» از درخشان ترين آنها به شمار مي آ یند.

نگاهی به آثار عطار با تصحیح شفیعی کدکنی

پس از ۴۰ سال تلاش پی گیر و خستگی ناپذیر، ۵ جلد از مجموعه آثار عطار با تصحیح و تعلیقات و مقدمه نگاری دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی از سوی انتشارات سخن به بازار کتاب عرضه شده است.

از این مجموعه مختار نامه در سال ۷۴ از سوی ناشری دیگر و منطق الطیر از سوی همین ناشر در سال ۸۲ منتشر شد و دو کتاب اسرار نامه و مصیبت نامه نیز در دهه اول اسفند ۸۶ منتشر و هفته جاری ( هفته آخر سال) به بازار کتاب عرضه شده اند.

Syndicate content