| English Persian | ||
رستهها
|
بنیادها و بنگاه های چپاول
از غارت درآمدهای ملی، رانت خواری ها، رشوه خواری ها ... البته سهم شیر نصیب مقامات درجه اول دستگاه حاکم و اعوان و انصارشان و بنیادها و موسساتی که برای رد گم کردن ساخته اند، می شود. هرازگاه نیز خبرهایی از چپاول های میلیاردی آنها و ریخت و پاش ها و یا حساب های بانکی آنچنانی شان به خبرگزاری ها و صفحات روزنامه ها درز می کند. اما از اینها که بگذریم، گروه بسیار بزرگی ریزه خوار نیز در کنار این سفره ی رنگین گرد آمده اند و ضمن آنکه خدمت آقایان را بجای می آورند چشمهاشان هم به دست آنهاست تا از لقمه هایی که گاه به سویشان پرتاب می شود نصیب ببرند. اینان نیز به عنوان یک مجموعه، سهم بزرگی در چپاول و حیف و میل اموال عمومی دارند. جالب این است که بسیاری از اینها نیز به تاسی از بزرگانشان و با درس آموزی از آنان به نوعی چپاول سیستماتیک و پایدار اموال ملی روی آورده اند. به این معنی که هر گروهی از آنان نیز متناسب با شرایط زمانی و برای توجیه و رد گم کردن، موسسه یا بنیادی با ظاهر مشروع و منطبق با ایدئولوژی جمهوری اسلامی و مورد پسند مقامات بالای آن راه می اندازند و برای فعالیت هایشان از دولت بودجه و کمک های مالی می گیرند. از این روست که بخش بسیار بزرگی از بنیادها و موسساتی که توسط وابستگان و پادوهای دستگاه حاکم راه اندازی می شوند هیچ نیستند جز دکان هایی برای کسب بودجه و درآمد و لفت و لیس بی پایان. چند روز پیش که سری به سایت اینترنتی ایسنا زده بودم نمونه ای از این موارد به چشمم خورد که به عنوان مشت نمونه خروار در اینجا به آن اشاره می کنم. قضیه از این قرار بود که جناب سردار سپاهی "باقرزاده" که عنوان دراز و پرطمطراق "رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس" را یدک می کشد، با آب و تاب فراوان طرحی برای نصب "سه بیرق سرخ حسینی" در سه کشور اروپایی ارائه کرده بودند. ایشان افزوده بودند که این بیرق ها که قرار است برای نخستین بار به اروپا هدیه شوند، بزودی طی مراسم باشکوهی به این قاره ارسال خواهند شد و به ترتیب در موسسه الغدیر فرانسه، مرکز اسلامی هامبورگ و مرکز اسلامی لندن نصب خواهند شد. اشتباه نفرمایید، این بیرق ها آثاری قدیمی که در کاوش های باستان شناسی پیدا شده و یا از دوره ای دور برجای مانده و از این رو کمی ارزش تاریخی داشته باشند نیستند و عکس مربوطه هم چنین چیزی را نشان نمی داد. بلکه منظور سه قطعه پارچه سرخ رنگ است که قرار است بر سر چوبی یا میله ای نصب شوند. پرسش این است که چرا ارسال سه تکه پارچه به مراسمی باشکوه در ایران و بعد در اروپا که لابد لازمه اش صرف هزاران دلار است، نیاز دارد؟ در کشورهای اروپای غربی دولت یا کسی دیگر مانع از نصب چنین بیرقی در یک موسسه آنچنانی نمی شود و آقایان می توانند آزادانه بجای سه بیرق سی یا حتی سیصد تا بیرق سرخ نصب کنند. پس این شعارها و مراسم برای چیست؟ آیا برای آن نیست که به این بهانه از دولت خشکه مقدسانی که بر سر کارند بودجه ای بگیرند و ضمن چاقتر کردن حساب بانکی شان سیر و سیاحتی هم در اروپا بکنند و بلکه بعضی هاشان هم بتوانند مقدمات مهاجرت زن و فرزند خود را از بهشتی که در ایران ساخته اند به سرزمین کفر و ضلالت غرب فراهم آورند؟ چنان از فرستادن یک بیرق تازه دوخت به اروپا آنهم برای نخستین بار، حرف می زنند که گویی اروپا را فتح کرده اند، یا اینکه کسی از وجود اروپا خبر نداشت و همین دیروز آقایان آن را کشف کرده اند و به همین مناسبت می خواهند پرچم خود را در آن نصب کنند. شاید هم گمان می برند که اروپاییان تا امروز از وجود چیزی به نام پارچه قرمز رنگ خبر نداشته اند و چنین تحفه ای (آنهم در موسسه ای وابسته به جمهوری اسلامی) را هدیه ای آسمانی خواهند پنداشت!!! نیل آرمسترانگ، فضانورد آمریکایی که برای نخستین بار پرچم کشورش را بر کره ی ماه برافراشت، اینقدر در باره ی کار خود گزافه گویی نکرد که اینان برای حرکت حق به جانب اما حقیر خود می کنند؛ حرکتی که هیچ دلیلی جز منفعت طلبی و ریخت و پاش اموال عمومی ملتی که 9 تا 10 میلیون آنها طبق آمار خود آقایان زیر خط مطلق فقر زندگی می کنند، برای آن نمی توان یافت. این مشتی است نمونه خروار از آنچه شوربختانه در ایران می گذرد. خداوند سرنوشت ایران را با این آفت هایی که به جان و پیکره اش افتاده اند بخیر کند. محمد دوستدار
پاسخ دادن |
|