| English Persian | ||
رستهها
|
واحد پول مشترک آمريکای شمالی: کابوس يا رحمت North American Currency Unionشاهین گلستانی
اتحاد پولی آمریکای شمالی یا واحد پول مشترک آمریکای شمالی (North American Currency Union)، اتحاد پولی و اقتصادی نظریه تئوریزه شده ای در باره ی اتحاد پولی و اقتصادی میان سه کشور بزرگ آمریکای شمالی یعنی کانادا، ایالات متحده ی آمریکا و مکزیک می باشد. به جریان انداختن این واحد پول مشترک احتمالا به این امر منتج خواهد شد که این سه کشور واحدهای پولی فعلی خود یعنی دلار آمریکا، دلار کانادا و پزوی مکزیک را حذف کرده و واحد پولی جدید و مشترکی با نام فرضی و پیشنهادیِ اَمرو (Amero) را به جریان بیاندازند. این طرح، شبیه سازی و مدلی از واحد پول مشترک اروپایی یا یورو (Euro) می باشد. منطقی که در پشت این قضیه وجود دارد بر آن است که پیاده شدن این طرح در واقع گسترش طبیعی پیمان نفتا (NAFTA) و اس پی پی (SPP) است. طرفداران نظریه ی توطئه (conspiracy theorists) بر این باورند که آمریکا، کانادا و مکزیک مقدمات اجرای این طرح را فراهم کرده و قدم های اولیه در جهت پیاده کردن آن را هم بدون انتشار هیچگونه خبری، برداشته اند. هیچیک از مقامات رسمی این سه کشور تا به امروز در باره ی اجرای این طرح به طور رسمی ابراز تمایل نکرده و هیچیک از ادعاهای مربوط به آغاز شدن این طرح را تایید نکرده اند. (اگر به یاد داشته باشید، مقامات اروپایی هم تا آخرین لحظات هیچ خبری از به جریان افتادن یورو ندادند در حالی که چندین سال پیش از آن بسیاری از کارشناسان ظهور واحد پول مشترک آتی اروپا را اعلام کرده بودند.) ریشه ی واحد پول مشترک آمریکای شمالی(Basis and origin): ایده اصلی و پیشنهاد اولیه اتحاد پولی آمریکای شمالی نخستین بار در سال 1999 از سوی اقتصاددان کانادایی، هربرت جی گروبل (Herbert G. Grubel) ارائه شد. وی در سپتامبر سال 1999یعنی درست در سالی که یورو پول فرضی و مجازی اروپایی شد، این ایده را در کتاب خود “The case for Amero” مطرح کرد. پس از انتشار این کتاب و خبرهای مربوط به آن، طیفی از گروه های چپ و ملی گرا و ناسیونالیست کانادا مخالفت خود را با این طرح و هرگونه اتحاد پولی با ایالات متحده ی آمریکا اعلام کردند. به باور این گروه ها، این طرح کوششی از سوی ایالات متحده ی آمریکا برای دستیابی آسان به منابع غنی کاناداست و در عین حال سیستم خدمات اجتماعی ملی برای کانادایی ها را از کار انداخته و نابود خواهد کرد. 100000 نفر از اعضای انجمن متنفذ و قدرتمندی به نام "شورای کانادایی ها" یا "انجمن کانادایی ها" (Council of Canadians) که یک گروه پیشرو مدافع و حقوقی (advocacy group) است، اعلام کرد که یکی از اصلی ترین نتایج منفی این طرح تهدیدی است به نام "ادغام عمیق" (Deep Integration). حمایت از این طرح: 1- کانادا: در رابطه با نفعی که این طرح برای کانادا خواهد داشت، چنین استدلال می شود که با اجرای آن کانادا در معاملات ارزی حدود سه میلیارد دلار صرفه جویی خواهد کرد. همچنین ادعا می شود که از زمان اجرای این طرح تولید ناخالص داخلی کانادا (GDP) می تواند در یک دوره ی بیست ساله تا 33 درصد افزایش پیدا کند. ایده ی پول مشترک به صورت سنتی و تاریخی در استان کبک بیش از دیگر نقاط کانادا با استقبال مواجه شده است. در یک نظرسنجی در سال 2001 بیش از 50% از پاسخ دهندگان در این استان به اجرای این طرح پاسخ مثبت دادند. 2- مکزیک: در مکزیک احتمال ادغام پولی به عنوان روند طبیعی گسترش پیمان نفتا (NAFTA) تلقی شده و مورد بحث قرار گرفته است. رئیس جمهور سابق مکزیک، وینسنته فاکس (Vincente Fox) در طول تور تبلیغاتی برای کتاب خود "انقلاب امید" (Revolution of Hope)، در این زمینه نظر خود را انعکاس داد و اظهار امیدواری کرد که ادغام بزرگتری میان کانادا، مکزیک و ایالات متحده ی آمریکا که شامل وحدت پولی نیز باشد، صورت گیرد. 3- حمایت از سوی کشورهای دیگر: در گذشته سطح کمتری از همکاری ارزی میان کشورهای آمریکایی وجود داشت. شماری از کشورهای آمریکایی مانند آرژانتین، برزیل و کانادا در ادوار زمانی مختلف رابطه ی ارزی تنگاتنگی با دلار آمریکا داشته اند. شماری دیگر نیز همچون آروبا (Aruba)، باربادوس و کوبا از این روند تبعیت کرده اند. در کشور السالوادور از سال 2001 و پاناما از سال 1903 دلار آمریکا بطور رسمی همراه پول ملی به عنوان پول رایج برای معاملات پذیرفته شد. البته در عمل این کشورها در داخل کاملا با دلار آمریکا معامله می کردند. در سال 2000 اکوادور بطور رسمی دلار آمریکا را به عنوان واحد پول خود قرار داد. انتقادات و اشکالات: مخالفت با واحد پول مشترک در سطح بالای دولتی در هر دو کشور آمریکا و کانادا وجود دارد. خود آقای هربرت گروبل، اولین ارائه دهنده ی طرح واحد پول مشترک آمریکای شمالی اذعان می کند که مقامات رسمی به این موضوع تمایل و علاقه ای نشان نمی دهند. وی تصدیق می کند که این طرح منافع بسیاری برای ایالات متحده در پی نخواهد داشت. به همین گونه، وزارت امور مالی کانادا قویا مخالفت خود را با ایجاد واحد پول مشترک با آمریکا اعلام داشته و اشاره کرده است که این طرح منجر به از دست رفتن حق حاکمیت کانادا بر اقتصاد خود و منابعش خواهد شد. مقامات رسمی وزارت امور مالی در نامه ی خود به وزیر امور مالی، آقای جیم فلاهرتی (Jim Flaherty) چنین نتیجه گیری کردند: "پول مشترک آمریکای شمالی بیگمان به این معنی است که کانادا دلار آمریکا و سیاست پولی آن کشور را بپذیرد. کانادا به ناگزیر کنترل خود بر تورم و نرخ بهره را از دست خواهد داد." هزینه – فایده ی ادغام پولی آمریکای شمالی: از نقطه نظر دولت های کانادا و مکزیک مانع اصلی در ایجاد پول واحد، احاطه و تسلط محض آمریکا در این طرح است. برخلاف کشورهای مشارکت کننده در وحدت پولی اروپا، آمریکا به تنهایی ابراقتصاد جهان است. در میان سه کشور موضوع طرح، نابرابری عظیم اقتصادی میان آمریکا از یک سو و کانادا و مکزیک از سوی دیگر وجود دارد. این امر باعث می شود که هزینه ی طرح برای کانادا و مکزیک بسیار زیاد و منافع آن برای آمریکا فوق العاده باشد. بررسی های دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا (University of California, Santa Barbara) نشان می دهند که از این ادغام پولی منافع و مزیت های بیشماری نصیب آمریکا خواهد شد. اما از سوی دیگر باید در نظر داشت که دلار آمریکا هنوز هم به عنوان پول جهانی عمل می کند، به این معنی که هر نوع انتقال به سوی پذیرش یک پول جدید این ریسک را به همراه خواهد داشت که تقاضا به سمت یورو و ین ژاپن سوق پیدا کند. به جریان افتادن اَمرو (Amero) می تواند تهدیدی باشد برای حق الضرب ویژه ای که آمریکا از چاپ دلار به دست می آورد. درست است که این حق الضرب از چاپ امرو هم به دست خواهد آمد، اما میان بانک های مرکزی کانادا و آمریکا و به احتمال زیاد بانک مرکزی مکزیک تقسیم خواهد شد. بنابراین، حتی اگر امرو به همان اندازه ی دلار آمریکا مورد معامله باشد، منافع آن میان سه کشور توزیع خواهد شد و نه انحصارا برای آمریکا. موقعیت ها و سیاست های متفاوت اقتصادی: چند اشکال به لحاظ مدیریت اقتصاد کلان (Macroeconomic Management) پدید خواهد آمد. با پذیرش واحد پول مشترک، کشورهای یاد شده بخش عمده ی تسلط خود بر مدیریت امور پولی خود، بویژه مهمترین فاکتور آن یعنی تعیین نرخ بهره را از دست خواهند داد. بدهی یکی از عوامل و فاکتورهای تعیین کننده ی قیمت ارز است. در آغاز سال 2008 بدهی های آمریکا همچنان در حال افزایش است در حالی که بدهی دولت فدرال کانادا همچنان در حال کاهش است. این امتیاز آشکاری است که در زمان ادغام پولی کانادایی ها از آن نصیب نخواهند برد. اشکال اساسی دیگر تفاوت آشکار موقعیت های اقتصادی سه کشور کانادا، مکزیک و آمریکا است. در اروپا در حوزه ی یورو کشورهای منطقه از اقتصادهای تقریبا مشابهی برخوردارند که متکی بر خدمات (Service – based) و مبتنی بر مخارج وهزینه های بالای بخش عمومی و مالیات های بالا از فروش کالاها و خدمات است. اما در آمریکای شمالی سه نوع اقتصاد متمایز وجود دارد. مکزیک بطور عمده مبتنی بر کشاورزی و تولید یا تقاضای زیاد برای مبادلات آزاد است؛ آمریکا مبتنی بر خدمات با مالیات ها و هزینه های عمومی پایین است؛ و کانادا که مبتنی بر مالیات های بالا و هزینه های عمومی بالاست و دارای بازار خوب مواداولیه مانند نفت و معادن است. |
|