انتخاب بيمه متناسب با نيازهای زندگی

شاهین گلستانی – فوق لیسانس اقتصاد

عضو انجمن اقتصاد کانادا

Member, the Financial Advisors Association of Canada

Shahin.golestani@sunlife.com

در این نوشتار مثال هایی را بررسی می کنیم که هر کدام شرایط متفاوتی از نیاز به انواع بیمه های شخصی با کاربردها و فواید آنها در برنامه ریزی مالی و سامان بخشیدن به شرایط بحرانی خانواده ها را مجسم می کنند.

مثال 1- فوت نابهنگام همسر و سرپرست جوان یک خانواده با مقدار زیادی بدهی: 

هنگامی که "کامرون" در اثر سانحه ی رانندگی درگذشت، او و همسرش "آنیتا" پنج سال بود که با هم ازدواج کرده بودند. در آن زمان، آنها صاحب دو فرزند دوقلوی سه ساله بودند> یک سال پیش از سانحه ی رانندگی این زوج منزلی با 300000 دلار وام خریدند. در آن زمان، هردوی آنها شاغل بودند و درآمد هر دوی آنها به آنها این اجازه را می داد که از عهده ی قسط ماهیانه ی وام منزلشان و هزینه های دیگر زندگی برآیند. این زوج به خوبی می دانستند که اگر اتفاقی برای یکی از آنها رخ دهد، بطور قطع از عهده ی پرداخت بدهی برنخواهند آمد و آن خانه را از دست خواهند داد. به همین جهت در آن زمان هر کدام اقدام به خرید بیمه ی عمر انفرادی (Individual Life Insurance) و نه بیمه ی وام مسکونی (Mortgage Insurance) کردند. به دلیل آنکه هر دوی آنها جوان بودند، به جای خرید بیمه ی عمر، برابر با مقدار بدهی روی خانه یعنی 300000 دلار، اقدام به خرید 450000 دلار بیمه ی عمر کردند چراکه قیمت آن در مقایسه با منافع، یعنی 450000 دلار بسیار کم بود.

هنگام فوت کامرون، آنیتا مدارک مربوطه را به شرکت بیمه ارائه کرد و شرکت بیمه 450000 دلار چک را به آنیتا پرداخت نمود. این 450000 دلار پول یکجا و معاف از مالیات (Tax Free Lump Sum Cash) زندگی آنیتا را از بحران نجات داد. آنیتا قادر بود به راحتی از عهده ی بدهی برآید و با استفاده از 150000 دلار دیگر از پس مخارج ناشی از تغییرات رخ داده در زندگی خود و دو فرزندش برآید.

نکته ای که در این مثال حائز اهمیت است این است که این زوج هر دو شاغل و به شدت به درآمدشان برای پرداخت اقساط وابسته بودند.

آیا از نقطه نظر برنامه ریزی مالی تنها بیمه ی عمر برای این زوج کافی بود؟ اگر یکی از آنها دچار معلولیت، ازکارافتادگی و یا بیماری وخیم می شد و قادر به کارکردن نمی بود: الف: درآمد یک از آنها قطع می شد. ب: احتمال هزینه های اضافی مرتبط با بیماری یا از کارافتادگی نیز وجود داشت و بنابراین آنها نمی توانستند از عهده ی هزینه های متداول زندگی و اقساط وام برآیند و می باید هزینه های تازه را هم متقبل شوند.

بنابراین، بهتر بود که برای انواع دیگر بیمه نیز حتی با مقدار کم بودجه بندی می کردند و بر حسب اولویت و نیاز و بودجه، "بیمه ی بیماری های وخیم" (Critical Illness Insurance)، "بیمه مراقبت های بلندمدت" (Long Term Care Insurance) و "بیمه معلولیت و ازکارافتادگی" (Disability Insurance) را مد نظر می داشتند.

 

مثال 2- ابتلاء همسر به یکی از بیماری های وخیم (Critical Illness Insurance):

پس از هفت سال زندگی مشترک، رابرت به سرطان ریه مبتلا می شود. رابرت صاحب یک بیزینس کوچک و همسرش هم صاحی بیزینس کوچک دیگری بود. رابرت به خاطر بیماری نمی توانست آنگونه که باید به امور کاری بپردازد چرا که هم از نظر فیزیکی و بدنی ضعیف تر می شد و هم از نظر روحی مشکل پیدا کرده بود. همسر رابرت نیز از نظر روحی دچار بحران شد و از طرفی در انجام امور کاری بیزینس خود دچار مشکل گردید. از سوی دیگر، وی می باید از ساعات کاری خود کم می کرد با به مراقبت از رابرت بپردازد. متاسفانه حال رابرت وخیم و وخیم تر می شد و امیدی به بهبودی او نبود. این شرایط بیزینس هر دوی آنها را دچار بحران جدی کرد و شرایط درآمد هر دوی آنها بدتر می شد.

مشاور مالی ای که با آنها آشنایی داشت به آنها یادآوری کرد که هفت سال پیش رابرت بیمه ی عمری را خرید که بیمه ی بیماری های وخیم نیز به آن ضمیمه بود. رابرت به هیچوجه به یاد نداشت که بیمه ی بیماری های وخیم هم دارد. مبلغ بیمه ی عمر رابرت 300000 دلار بود که در صورت فوت به همسرش پرداخت می شد و مبلغ بیمه ی بیماری های وخیم (Critical Illness Insurance) معادل 150000 دلار بود. از آنجایی که رابرت دوره ی انتظار (Waiting Period) برای بیماری های وخیم را طی کرده بود (در این مثال، زنده ماندن تا 31 روز پس از ابتلاء به سرطان)، ظرف مدت کوتاهی پس از ارائه مدارک لازم، مبلغ 150000 دلار پول یکجا و معاف از مالیات را دریافت کرد. 

با استفاده از این پول رابرت و همسرش توانستند یک مدیر جدید را برای اداره ی بیزینس رابرت استخدام کرده و آموزش دهند تا بیزینس را حتی پس از فوت رابرت اداره کند و همسر رابرت مطمئن باشد که منبع درآمدی از طرف بیزینس رابرت قطع نمی شود. بخشی از این 150000 دلار نیز صرف سروسامان بخشیدن به بیزینس همسر رابرت شد. تا زمان فوت رابرت، انها توانستند بخش دیگری از این 150000 دلار بیمه ی بیماری های وخیم را صرف پرداخت هزینه های رایج زندگی شامل اقساط وام خانه، وام اتوموبیل، بدهی های آب، برق، گاز، تلفن و همچنین هزینه های سربار بیزینس هر دوی آنها (Business Overhead Expensen) کنند.

پس از فوت رابرت، وجه 300000 دلار نقد به صورت یکجا و معاف از مالیات (Tax-Free Lump Sum Cash) به همسرش پرداخت شد و وی را قادر به اداره ی امور زندگی، بیزینس و سه فرزندش کرد.

* نام های ذکر شده در مثال های بالا فرضی بوده و هیچکدام واقعی نیستند.

Shahin Golestani – Msc
Shahin Golestani is a financial advisor with Sun Life Financial